عزیز دلم، ستایش عزیز دلم، ستایش ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره
وبلاگ عزیزترینموبلاگ عزیزترینم، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

❀◕ ‿ ◕❀چشمهای ستایش چشمه زندگی❀◕ ‿ ◕❀

عکسای 13 و 14 ماهگی گل دختر

  تو شاهکار خلقتی ، تخقیر را باور نکن بر رو ی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش زیبا و زشتش پای توست ، تقدیر را باور نکن تصویر اگر زیبا نبود ، نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن ، تصویر را باور مکن خالق تو ر ا شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن ستایش در 13 ماهگی مشغول ذرت خوردن : با نسیم دختر معصومه عمه توی عقد سمیه: ستایش توی عقد سمیه: ستایش توی 14 ماهگی: ...
16 آبان 1391

بارون

    باران دانه دانه در ناودان خانه می خواند این ترانه از قطره های باران شد تازه سبزه زاران پر گشت جویباران از ناودان خانه بشنو تو این ترانه باران دانه دانه ریزد به شاخساران   دیروز اولین بارون امسال بود و تو پارسال کوچولو بودی و دقت نمی کردی و امسال وقتی بارون و دیدی با تعجب نگاه می کردی و بعد با ( آب ) با (آب ) می کردی.   ...
11 آبان 1391

خاطرات 14 ماهگی یکی یه دونه مامان

  روزای قشنگ کودکی تو هرگز بر نمی گردن دخترم برای تو می نویسم  روزگاری میرسه که تو در جستجوی کودکیت تاریخ رو ورق میزنی اما کودکی بر نمی گردد ستایشم  توقسمتی از نور خدا تو آسمونی تو فرشته ای در لباس انسان که ایزد آسمونها برای تکاملت نیاز به هبوط زمینی را در تو دید عزیزکم هیچوقت پاکی و بی آلایشی آسمونیت رو فراموش نکن  سرشتت رو همیشه کودک نگه دار      از اولین این ماه 5 شنبه ها هم تعطیلم و از عصر 4 شنبه میریم خونه خودمون  دیدن بابا کاظم   8 مهر ماه بردمت آزمایشگاه واسه چک کردن آهن ولی چون قبلش شیر خورده بودی گفتن...
10 آبان 1391

14 ماهگیت مبارک

  14ماهگیت مبارک بهترینم        روز تولد تو ستاره ها دمیدند پرستوهای عاشق به خونشون رسیدند روزتولدتوبخت من ازراه رسید نیمه جونی،جون گرفت. تشنه به دریارسید تکرارحرفهای منی مثل سرودزندگی عشقت شده برای من بود و نبود زندگی.   ...
3 آبان 1391

روز کودک مبارک

             کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید دخترعزیزتراز جانم، شیرینم،روح و روانم جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت.  اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد. اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش ...
16 مهر 1391

خاطرات 13 ماهگی

  غنچه ای هستی که با روییدنت در باغچه قلبم، قلبم را پر از مهر و محبتت کرده ای. با مهر و محبتم تو را که تنها غنچه باغچه قلبم هستی سیراب میکنم  و در برابر طوفان بی محبتی و بی مهری از تو محافظت می کنم و سالها و روزها به انتظار می نشینم تا تبدیل به گلی شوی ٩ شهریور نوبت واکسن ١ سالگی داشتی که وقتی واکسن زدی خیلی گریه کردی ولی خدا رو شکر نه تب کردی و نه اینکه بعدش درد داشت. ١٢  شهریور رفتیم عروسی علی پسر عمه من خیلی خوش گذشت خوب بود ولی ستایشی بعد از یکم رقصیدن راحت خوابید تا فردا صبحش    ١٧ شهریور عقد سمیه دختر عمم بود که اونم خیل...
5 مهر 1391

کارای ستایش در 13 ماهگی

    نمی دونم می تونم حس الانمو برات توصیف کنم یا نه.   یه حس عجیبی دارم همش میترسم نباشم و بالندگیتو نبینم.  لحظاتی با تو دارم که دلم نمی خواد با هیچ کس تقسیمش کنم ،  دلم می خواد این لحظه های ناب از آن خودم تنها باشه. برام بشه یه صندوقچه پر از زیبایی و یاد واره های قشنگ تو ، که با باز شدن اون پروانه ها با شادی پرواز کنن و خونه دلم پر بشه از ستاره. دلم می خواد فقط و فقط بشینم و نگاهت کنم تو با اون صورت معصومت بازی کنی و صدهزار بار قربون صدقه ات برم . می خوام فقط برای من باشی کنار من باشی ، من باشم و تو.  و لحظه های شاد زن...
5 مهر 1391

واژه های ستایش در 13 ماهگی

  وقتی با اون صدای نازت صدا میکنی "مــــــــــــــــامانی" منو تا آسمان هفتم بالا میبری. وقتی با شنیدن "جانم "   منتظر میشی تا من نگاهت کنم و توبا یک لبخند زیبا از من استقبال میکنی،     نمی دونی با من چی کار میکنی با من و حسم ، حس مادری... !!   واژه های ستایش در ١٣ ماهگی: مامانی بابایی مامان نون = مامان جون دودایه= ستایش دای دای - دایی- دُی دُی= دایی دادا= آب بازی -واسه حمام مومو هاپ هاپ   جی جی = جو جو   کیش = واسه ترسوندن پرنده ها   در در مم مم اینا - اونا = ا...
5 مهر 1391