عزیز دلم، ستایش عزیز دلم، ستایش ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
وبلاگ عزیزترینموبلاگ عزیزترینم، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

❀◕ ‿ ◕❀چشمهای ستایش چشمه زندگی❀◕ ‿ ◕❀

15 ماهگیت مبارک

دلبندم، فردا وارد 16ماهگی می شی ولی چون فردا سیستم دم دست ندارم امروز واست پیغام می گذارم خوشبختی من در بودن باتو است و روز تولد تو تقدیر خوشبختی من است نامت هر چه باشد خوب است ، روز ميلاد تو باید که مبارک باشد مثل ميلاد آفتاب و نور . زیباترین چشم انداز تندیس نگاه توست و قشنگترین لحظه لحظه روییدن توست    دختر عزیزم، روح و روانم، 15 ماهگیت مبارک ...
3 آذر 1391

5امین سالگرد ازدواج

  مهتاب برف زیبا و سفید  را به آرامی نوازش میکند و شبی رویایی و افسونگر را نوید میدهد. در آن شب آرام و سفید، فقط عشق است که جریان دارد و لبهای عاشق و معشوق را به سوی هم میراند و ناگهان در هم قفل میشوند. و سکوت همه جارا فرا گرفته است.  تنها یک زمزمه به گوش میرسد، دوستت دارم برای همیشه. وخوشبختی من در بودن باتو است و روز رسیدن به تو تقدیر خوشبختی من است . تو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات به وصال قلبم نشاندی وزیباترین گلهای دنیا تقدیم به تو ع شق را با تو تجربه کردم ، امید به زندگی را در تو آموختم  ،محبت را در قلب...
1 آذر 1391

کارای 14 ماهگی دخملم

  سرزمین رؤیاها را وسیع کن با آرزوهای بزرگت! هر آرزوی جدید ت گوشه ای از این سرزمین را کشف می کند.  ستاره های زیادی در آسمان منتظرند که آنها را بچینی و در دست های خسته پدر بگذاری و دنیا را در نگاهی زیباتر به او تقدیم کنی. تا می گیم خاله عاطفه چی گفت صداتو نازک می کنی و  می گی دودایه ( یعنی ستایش) دست - پا و مو رو می شناسی و وقتی میگم اونا رو نشون میدی وقتی می گم چشمات کو چشمک می زنی و اگه بگیم دماغت کو دماغتو همچین میگیری و می کشی   بگم فین کن فین فین می کنی و دستمال بر میداری و دور دهن و دماغت می کشی   مامان جون وقتی میخو...
16 آبان 1391