خاطرات 17 و 18 ماهگی یکی یه دونه
عشق زیبای من ستایش کوچکم آرزویمان این است که دلت خوش باشد نرود لحظه ای از صورت ماهت لبخند نشود غصه دمی نزدیکت از خدا می خواهیم که تو را سالم و خوشبخت بدارد همه عمر و نباشی دلتنگ 6دیماه خاله نیره آش رشته نذر دارشت و می خواست آش و توی مدرسه واسه بچه های ابتدایی بپزه واسه همین به ما هم گفت بیاین اول رفتیم نذر خاله و بعد هم چون پشت گردنت چندوقت بود خارش داشت بردیمت دکتر که گفت فقط باید پودر لباسشویی تورو عوض کنم. 14 دیماه مادر نذر شله زرد داشت بعد از ناهار رفتیم اونجا حسابی با بچه ها بازی کردی و چونکه ظ...



