عزیز دلم، ستایش عزیز دلم، ستایش ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره
وبلاگ عزیزترینموبلاگ عزیزترینم، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

❀◕ ‿ ◕❀چشمهای ستایش چشمه زندگی❀◕ ‿ ◕❀

دختر داشتن

        برای تک ستاره زندگیم  دخترم  : ازدخترت  نوشتن وبرای چون تویی نوشتن به سختی همون لحظه هاییه که دلت پَرمیکشه برای بازیگوشی وبهت میگیم هیس . . . !   وبه شیرینیه اون نگاه پرمهروپررمزورازتوست وقتی همه چی آرومه . . نمیخوام بگم تواولین وتنهاطعم شیرین زندگیم بودی ،‌امامیخوام بدونی که توطعم شیرین اولین تجربه های مادرشدنم بودی . . اولین باری که چشمهایم به چشمهای درشت وسیاهت توی صورت گردِسرخ وسفیدو پف دارت  تلاقی کردوتاصبح بهت خیره مونده بودم ، فکرکردم مادرشدن قشنگترین حس دنیاست . . اولین باری که باصدا...
16 ارديبهشت 1392

مادرم روزت مبارک

        برای کسیکه هیچ کس مثل او نیست . حتی دریا،باران،آسمان . او خود هستیست . .   مادر کلمه‌ ای از جنس عشق ناب، با مفهوم یک دنیا عظمت و بزرگی، با معنای بودن، یعنی همه چیز وجود از وجودش معنا می‌گیرد....   مادر موجودی که سراپا لطف، احسان،محبت، عشق و درد است، موجودی که همه خوشبختی های بشر مدیون جان فدایی های اوست....                     مادر ! چه کلمه سهل وآسان، چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! مادر یعنی به تعداد همه ی روزهای گذشته ی تو ، صبوری مادر یعنی به...
10 ارديبهشت 1392

خاطرات 19 و 20 ماهگی نفس

     تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم ای مهربان - لبخندی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم      3 ا سفند بابایی مارو واسه ناهار برد سپیدان و ماهی کباب خوردیم و برگشتیم خونه و تو هم که ماشاالله....   8   اسفند ماه برای اولین بار بردمت مهد کودک خودم 1.5 ایستادم وقتی با مربیت مشغول نقاشی کشیدن شدی برگشتم اداره و بابا جون نیم ساعت بعد رفته بوددنبالت که به زور برگشتی خونه       &...
4 ارديبهشت 1392

20 ماهگیت مبارک

                     این روزا با داشتنت، با بودنت، با حضور گرمت، دوباره دارم احساس عاشقی می کنم.   احساس می کنم همه بهترین های دنیا رو دارم.   می دونی بهترین های دنیا واسه من چیه؟!   بهترین وقت دنیا همون وقتیه که تو به دنیا اومدی و قدم های بهشتی خودتو توی این دنیای خاکی گذاشتی و شدی بهشت من و بابایی.   بهترین لحظه دنیا اون لحظه ایه که در آغوشت می گیرم و سر کوچولوت و روی سینه ام می زاری و آروم می گیری و پر می شی از آرامش و امنیت.   بهترین عطر دنیا بوی خوش تنته وقتی گردن قشنگت و بو می کنم و با خود...
3 ارديبهشت 1392

کارهای ستایش توی 18 و 19 ماهگی

ماشاءالله روز به روز شیطونتر از قبل می شی ناز کردنات هم که تمومی نداره وقتی شیرازیم با بابا کاظم جفت و جوری و از کنارش تکون نمی خوری همچنان نقاشی کشیدنو دوست داری آشغالهاتو خودت توی سطل زباله میریزی     توپ بازی رو خیلی دوست داری دوچرخه سواری و دردر هم خیلی دوست داری تا یه کاغذ می بینی دنبال مداد و خودکار می گردی که روش نقاشی بکشی تماشای سی دی و رقص هم که توی راس کارات هست تا آهنگ می شنوی حتما باید کلی قر بریزی و ما هم واسه هراهی باید همگی دست بزنیم و شیطنت و ناززززززززززززززززز و من فدای اون نازت و ببخشید چون این پست ...
20 فروردين 1392